در يكي دو روز اخير چند موضوع در روزنامه ها برايم جالب بود و تصميم گرفتم چند خطي پيرامون آنها بنويسم .
- آقاي خامنه اي در ديدار با دانشجويان تحكيم وحدت طيف شيراز كه در تاريخ شنبه 27/1 انجام شده بود گفته بودند كه « آزادي انديشه و بيان لازمه رشد و پيشرفت است و از ديدگاه اسلام نياز انسان به آزادي مانند نياز انسان به هوا ، ضروري و حياتي است . ما جامعه اي مي خواهيم كه در پرتو آزادي انديشه و بيان رشد و شكوفايي همگاني را تضمين كند كه اين مسئله بايد در حركت دانشجويي مورد توجه قرار گيرد » .
اين ها حرف هاي قشنگي است. آرمان و ايده ماست و مسلما خيلي رضايت بخش است كه بعد از گذشت 8 سال ، شعارهاي اصلاحات خاتمي در خرداد76 را از زبان مرد اول اين نظام مي شنويم اما مخاطب آقاي خامنه اي در اين سخنان چه كساني هستند ، آيا مخاطب ايشان دانشجويان اند .
دو دليل براي اين صحبت ايشان در جمع دانشجويان به ذهن مي رسد يا ايشان قصدشان از بيان اين موارد دعوت دانشجويان به آزادي انديشه و پرهيز از جزم گرايي است، كه البته بعيد به نظر مي رسد زيرا در بين اقشار مختلف جامعه طيفي به اندازه دانشجويان دم از آزادي انديشه نمي زنند و دليل دوم كه براي اين صحبت ايشان مي توان تصور كرد ايجاد اميد و تاييد راهي است كه دانشجويان انتخاب كرده اند .
با اين پيش فرض صحيح كه صحبت ايشان ايمان و اعتقاد قلبي ايشان است چرا بعد از گذشت 8 سال همچنان در نقطه اوليم . رئيس جمهور از آزادي بيان و انديشه مي گويد. رهبر نظام نيز به همين ترتيب ، مردم نيز چندين بار با راي خود بر اين عقيده پافشاري كرده اند. حال اين چه طيفي است و داراي چه پايگاهي است كه مي تواند اينچنين محكم و مطمئن در برابر خواسته مردم بايستد .در حالي كه رئيس جمهورخودش را در برابر آن تداركچي مي خواند و عمل اين طيف با سخنان رهبري نيز متضاد است .آيا گروهي خارج از نظارت اين دو نهاد طراز اول و دوم كشور وجود دارد ؟!! و اگر هست چه بايد كرد ؟
- در روزنامه اقبال در تاريخ شنبه 27/1 مطلبي را از قول آرمين يكي از اعضاي مركزي مجاهدين انقلاب اسلامي خواندم كه در دانشگاه سهند تبريز در حمايت از نامزدي معين سخن مي گفت . سخناني كه پيرامون آن بايد تامل بسياري كرد.وي گفته بود كه « در قانون چيزي به نام حكم حكومتي نداريم و دكتر معين نيز آن را قبول ندارد.» واقعيت اين است كه 26 سال از پيروزي انقلاب و 8 سال از آغاز اصلاحات مي گذرد . كي مي خواهيم از شكست ها درس بگيريم . چرا تصور مي كنيم كه فقط به صرف بيان كردن يك سري از جملات به راحتي مي توانيم از مردم راي بگيريم. چرا با مردم شفاف سخن نمي گوييم . اگر به صرف دادن شعار به هدف خواهيم رسيد من نيز مي توانم ادعا كنم كه خيلي از مشكلات را حل كرده ام . راحت مي شود پشت يك تريبون رفت و با گفتن چند كلمه تكليف شوراي نگهبان و نظارت استصوابي و خيلي از چيزهاي ديگر را يك سره كرد. چرا آقاي آرمين كه از قول دكتر معين گفته اند كه حكم حكومتي را قبول ندارند شفاف بيان نمي كنند كه در مقابل يك حكم حكومتي چه عكس العملي نشان خواهند داد . اگر آرمين و همفكرانش آن را قانوني نمي دانند ، چرا در ابتداي مجلس ششم به آن تن دادند . چرا زماني كه با حكم حكومتي مجلس از ادامه استيضاح وزراء منصرف شد در اعتراض به اين شيوه سخني نگفتند .اگر معين و طرفدارانش خود را اصلاح گر مي دانند بايد شيوه تحقق آن را نيز بيان كنند شفاف بگويند كه از ما چه انتظاري دارندو خود چه خواهند كرد كه در اين 8 سال خاتمي نكرد .
- خطبه هاي نماز جمعه اين هفته آقاي جنتي را كه حتما همه شنيده ايد . براي اين موضوع قصدم ارائه هيچ تحليلي نيست .فقط مي توان اين جملات را خواند ، افسوس خورد و بعد خنديد .
« امروز نيز افراد منافق صفتي وجود دارند كه حركات نفاق انگيزي مي كنند .نقشه براندازي نظام را مي كشند. بسياري از آنها از نظر قضايي پرونده كاملي دارند و اگر مشكلي نباشد و پرونده آنها به دادگاه بيايد هيچ وكيلي نمي تواند از آنها دفاع كند و هر قاضي كه باشد حكم اعدام آنها را صادر خواهد كرد.حتي حكم بعضي از آنها صادر شده و فقط به دليل مصلحت انديشي هايي اين احكام اجرا نشده است .حفظ نظام از همه چيز واجب تر است ، حفظ نظام يعني حفظ اسلام .»
ابتدا بايد افسوس خورد از خطيب جمعه پايتخت، از دبير شوراي نگهباني كه گويا سرنوشت يك كشور به آن گره خورده است و از همه مهمتر از يك روحاني كه اينچنين بي پروا مي تازد. گويا خود و كشور را در ميدان مبارزه اي مي داند كه فارغ از عقل اگر نكشد ،كشته خواهد شد . شيخ ما ديگر از رافت و ظرفيت اسلام سخن به ميان نمي آورد .ديگر گويا اسلام و به قول وي نظام درياي بيكراني نيست كه ناپاكي ها را در خود حل كند . از به تعويق افتادن حكم اعدام افراد سخن مي گويد نه به اين خاطر كه داعيه دار اولين دموكراسي ديني در دنيا هستيم بلكه فقط به خاطر مصلحت .ديگر چه مي توان گفت ، بهتر است در آخر فقط خنديد، او كجا و ما كجا. چه راحت گروهي را منافق مي خواند ، جاي قاضي مي نشيند و آنها را شايسته اعدام اعلام مي كند . اما ديگران تا لب تر مي كنند چنان امنيت ملي به خطر مي افتد كه اگر تمام عمر خود را در زندان بگذرانند باز نيز نمي توانند تاوان سخنان خود را بپردازند .
-موضوع آخري كه مي خواهم به آن بپردازم سخنان علي يونسي وزير اطلاعات در جمع فرمانداران و پيرامون برگزاري انتخابات رياست جمهوري 84 است .وي در اين جلسه گفت كه « تحريم انتخابات براندازي نرم است .انتخابات را با شعار حداكثر امنيت و فراگيري كامل برگزار مي كنيم و امنيت مهم ترين ركن برگزاري انتخابات است .»
دو موضوع در اين بين حائز اهميت است . يكي اينكه تحريم به نوعي به براندازي تعبير شده است و ديگر اينكه از ديد يك مقام اطلاعاتي امنيت مهمترين ركن يك انتخابات بيان شده است . شركت و يا عدم شركت ( تحريم ) در روي سكه هر انتخاباتي است كه مردم با توجه به شرايط برگزاري انتخابات و اميد به تاثير اين راي خود در سرنوشتشان به انتخاب بين آنها دست خواهند زد. اينكه از ديد يك مقام امنيتي عدم شركت به نوعي براندازي مطرح شود به نحوي تهديد مردم و خدشه وارد كردن به آزادي افراد در مواجهه با پديده انتخابات است .امسال را سال همبستگي ملي اعلام كرده ايم و بعد با انواع شيوه ها سعي در ارعاب مردم داريم .اگر مراد از همبستگي ملي مهردار كردن شناسنامه هاي ايراني هاي بالاي 18 سال است كه از چنين همبستگي چيزي نصيبمان نخواهد شد . و از طرف ديگر عجيب است كه بعد از 26 سال و برگزار كردن همين تعداد انتخابات كشوري هنوز نيز ركن اصلي انتخابات را امنيت بدانيم . امنيت را با اسلحه مي توان تضمين كرد همانطور كه عراق اشغال شده انتخاباتي با امنيتي مطلوب برگزار كرد .
بهتر است ديدمان را نسبت به مقوله امنيت تا حدودي بازتر كنيم اين انتخابات با امنيت ملي كشور تقارن لاينفكي خواهد داشت . بايد به مشاركت حداكثري فكر كرد كه جز در يك انتخابات آزاد محقق نخواهد شد . شايسته است وزارت اطلاعات به عنوان نهادي كه با امنيت ملي كشور سروكار دارد نهادهاي نظارتي را قانع كند كه در جهان امروز امنيتمان در عرصه بين الملل در گرو مشروعيتمان است و مهمترين ابزار سنجش اين مشروعيت چيزي جز انتخابات نيست .
متني كه خواهيد خواند نوشته يكي از دوستانم مجيد ايازاست كه در نشريه دانشجويي فلك مربوط به دانشگاه پيام نور نيشابوربه چاپ رسيده است .

اعضاي مجلس هفتم كه در فضايي كاملا غير رقابتي بوجود آمده و توسط شوراي نگهبان انتخاب شده اند ، در همان روزهاي آغازين تشكيل مجلس و حتي قبل از آن سعي كردند با سردادن شعارهاي ارزشي و ادعاي ساده زيستي ، توجه همه را به خود جلب كرده و جلوه يك مجلس مردم گرا را به نمايش بگذارند .
شعارها و سخناني كه بازتاب فراواني در جامعه داشت و كار را به جايي رساند كه نمايندگان به وضوح از مجالس قبلي و به ويژه مجلس ششم به انتقاد پرداختند و آنها را متهم كردند كه بدون توجه به وضع اقتصادي جامعه ، امكانات بسياري را براي خود فراهم كرده اند ، در حالي كه نمايندگان مجلس هفتم خود را از اين رفتارها مبرا مي دانستند .
در همين حال بسياري از رسانه ها و توده مردم به اين رفتارها با ترديد نگاه مي كردند و منتظر بودند كه با شروع كار مجلس در عمل شاهد اين شعارها باشند و اين فضاسازي زود هنگام باعث گرديد تا مجلس هفتم در كانون توجه بيشتري از سوي خبرنگاران و محافل خبري قرار گيرد تا ميزان پايبندي آنان به وعده هايشان سنجيده شود .
با آغاز به كار مجلس در چنين فضايي ، نمايندگان كه در روزهاي اول ، همه وظايف قانون گذاري را در تبليغ ساده زيستي و ارزشمداري خود و نطق هاي آتشين در مخالفت با دريافت حقوق و اتومبيل و هزينه هاي سنگين مي ديدند ، رفته رفته اين سخنان خود را فراموش كرده و تناقضات آشكار در رفتارهاي آنها با شعارهايشان ، توجه خبرنگاران را به خود جلب كرد ، به طوري كه انعكاس اين تناقضات و رفتارها ، باعث توجه و تعجب افكار عمومي نيز گرديد .
خبرها ابتدا از هزينه هاي مجلس شروع شد و پس از آن به ارائه طرح هاي بسيار جنجالي در مورد پرداخت مستقيم مبالغ سنگين به نمايندگان براي خرج در حوزه انتخابيه آنها رسيد .انعكاس اين اخبار از طرف جرايد به مرور با واكنش هاي تند و عجيب نمايندگان روبرو شد . گويا آنان انتظار نداشتند كه جامعه سخنان روزهاي آغازين را فراموش كرده و نمايندگان را در مورد هزينه هايشان مورد پرسش قرار دهند .
آخرين اتفاقات از اين دست به روزهاي پاياني سال 83 بر مي گردد . آنجا كه بحث دريافتي هاي نمايندگان به ميان آمد و هر ميزان كه اين مبالغ به صورت دقيق تر براي مردم مشخص مي شد، واكنش هاي نمايندگان نيز تند تر و عجيب تر مي گشت . تا اينكه سرانجام انتشار فيش حقوقي و اعلام مبلغ يك ميليون ويك صد هزار تومان عيدي و پاداش براي نمايندگان مجلس هفتم در روزنامه ها ، صبر اين نمايندگان را به پايان برد و 80 نفر از آنها طي امضاء نامه اي خواستار اخراج خبرنگار اعلام كننده اين مبلغ از مجلس شدند و رسانه هاي محافظه كار نيز خانم « علي نژاد » خبرنگار مذكور را مورد شديدترين اهانت ها قرار دادند تا اينكه هيات رئيسه مجلس هفتم در اولين روز كاري خود در سال جديد ، اتفاقي بي سابقه را در تاريخ مجلس ايران ثبت كرد و آن اخراج اين خبرنگار از مجلس بود . اخراجي كه بدون ذكر هيچ دليل محكمه پسندي و تحت عنوان « حفظ مصلحت مجلس » انجام گرفت .
آنچه كه در اين ميان جالب توجه است ، اين است كه ظاهرا مجلس هفتم مصلحت خود را در اين مي بيند كه مردم تحت هيچ شرايطي از ميزان دريافتي نمايندگان خود با خبر نشوند و براي اجراي اين مصلحت حاضر است جريان آزاد اطلاع رساني كه از ابتدايي ترين پايه هاي دموكراسي است را به راحتي قرباني كند و حكم به اخراج آزادي نشريات و به دنبال آن آگاهي مردم مي دهد .
مجلس متشكل از 290 نماينده كه قادر نباشند حركت حرفه اي يك خبرنگار را تحمل كنند ، مشخص نيست كه چگونه داعي مردم داري دارند و اصولا مگر نمايندگان اين مجلس خود را مستحق دريافت چنين مبالغي نمي دانند كه اينچنين از قضاوت افكار عمومي نگران هستند .
چه شايسته است نمايندگاني كه مايل نيستند موكلانشان از ميزان حقوق آنها با خبر باشند ، اقدام به وضع قانون كرده و تمام دريافتي هاي خود را محرمانه اعلام نمايند تا بتوانند حداقل اخراج اين خبرنگار را مستند به عدم رعايت قانون نمايند .وگرنه اعلام اتهام « بي نزاكتي » براي اين خبرنگار از طرف مجلسي كه كارپرداز فرهنگي آن با ادبيات لمپن هاي قديم سخن مي گويد « تا وقتي كه من در مجلس باشم ، اجازه ورود به اين خبرنگار را نمي دهم » تنها به يك شوخي شباهت دارد .
به هر حال مجلسي كه كارپرداز فرهنگي آن اعلام مي كند « مگر من بميرم كه اجازه ورود به اين خبرنگار داده شود » بهتر است حال كه درموضع قدرت است تكليف را يك سره كرده و به جاي اينگونه اظهار نظرها اعلام كند « بايد آنها كه چشم ديدن حقوق ها و پاداش هاي اين چنيني را ندارند بميرند » و يقين داشته باشند كه ديگر كسي از شنيدن چنين جملاتي در چنين مجلسي متعجب نخواهد شد .
آيا تكليفتان را با انتخابات آينده روشن كرده ايد ؟
اين سوالي است كه هنوز نتوانسته ام جوابي براي آن پيدا كنم . انتخاباتي كه 27 خرداد برگزار خواهد شد ظاهرا چه ما بخواهيم و چه نخواهيم ؟
يك پيش فرض را در برخورد با هر انتخاباتي تصور مي شود كه همه قبول داشته باشند و آن لزوم فعال بودن در هر كلاس تمرين دموكراسي است . نبايد منفعل بود و با سخن خود ديگران را به انفعال كشاند . البته اشنباه نشود منظور از انفعال عدم شركت در انتخابات نيست همان طور كه نمي توان تمام افرادي را كه شناسنامه در دست مي گيرند و راي به صندوق مي ريزند را افرادي دانست كه فعالانه با اين پديده برخورد كرده اند . مهم اين است كه نسبت به نفس انتخابات كه در جهان امروزحضور و عدم حضورش هر دو حاوي پيام هايي براي داخل و خارج است بي تفاوت نباشيم . بياييد ابتدا به مسئله از ديد خارجي آن نگاه كنيم . خواهشم اين است كه با خواندن اين جملات سريعا به نگارنده انگ توهم توطئه نزنيد لطفا كمي به اين گزاره ها فكر كنيد
« آمريكا فقط به فكر منافع خود است – خاورميانه منبع خام انرژي است – 11 سپتامبر نشان داد كه يك خاورميانه نا مطمئن چقدر مي تواند دردسر ساز باشد – ايران يكي از بزرگترين كشورهاي خاورميانه است – نه مسئولين ايران و نه آمريكا هيچ كدام گويا سر سازش با هم ندارند – در آخر باز هم آمريكا فقط به فكر منافع خود است »
تمام هدفم از بيان اين جملات همراه ساختن شما با اين عقيده است كه ايران براي جامعه جهاني و به خصوص ابرقدرت آن كه فعلا آمريكاست نمي تواند مهم نباشد . آمريكا در كوتاه مدت بين دوگانه نفت و امنيت ، امنيت را انتخاب كرده ، چرا ؟ چون حادثه 11 سپتامبر را به چشم خود ديد . ديد كه كشوري مانند افغانستان با چنين سطح فرهنگ و اقتصادي ، چه ضربه جبران ناپذيري را مي تواند به يك ابرقدرت وارد كند . خاورميانه با فشار علني آمريكا به سوي دموكراتيزاسيون پيش مي رود. كشورهاي عربي كه عمري حامي آمريكا در منطقه هستند مجبور به اصلاحاتي در ساختار آموزشي و حكومتي خود شده اند. برخلاف تصور اكثر ايراني ها در عراق انتخاباتي برگزار شد كه ناگهان روشنفكران ايراني را به فكر واداشت كه با بيش از 100 سال تلاش آزادي خواهانه نكند از عراق دموكراتيك عقب بمانند . زيرا هنوز نيز در ايران براي برپايي يك انتخابات آزاد تلاش مي شود . جدا ازمسئله عراق در شرايط فعلي و با توجه به بحران هسته اي ايجاد شده ، حكومت ايران به عنوان پشتوانه چانه زني هاي ديپلماتيك خود شديدا به محبوبيت و مشروعيت ملي نياز دارد . بي حكمت نيست كه اين سال از سوي رهبر نظام سال همبستگي ملي و مشاركت مردمي نام گذاري شده است . بي شگ اگر نهادهاي نظارتي انتخابات در راستاي اين فرمان رهبري حركت كنند ما امسال انتخاباتي با درجه بيشتري از آزادي خواهيم داشت . البته نمي توان به اين فرض زياد اطمينان كرد همان طور كه در انتخابات مجلس هفتم ديديم كه فرمان رهبري چگونه با بي توجهي شوراي نگهبان مواجه شد . اما با توجه به شرايط پيش آمده – كه فشار خارجي مهمترين عامل آن است – به نظر صحيح بيايد كه پيش فرض را بر اين بگذاريم كه انتخاباتي خواهيم داشت كه حداقل تمام افراد صاحب نام كه آمادگي خود را براي حضور در اين انتخابات اعلام كرده اند تاييد صلاحيت خواهند شد .
در اين انتخابات و در هر انتخابات ديگري تحريم را مي توان به عنوان يك گزينه پيش رو در نظر داشت و حق انتخاب آن را از سوي هر شهروندي محترم شمرد و همان طور كه در پاراگرافهاي بالا بيان شد نمي توان براي شركت نكردن در انتخابات هيچ هدفي را متصور نشد .هميشه عدم شركت اگر با اقبال مردم مواجه شود، نارضايتي مردم را از عملكرد حاكمان به گوش داخلي و خارجي خواهند رساند حتي اگر افرادي با گرفتن گوش هاي خود تصور كنند كه هيچ چيز نشنيده اند .
اما هر جا كه بحث انتخاب مطرح است بايد با شناخت گزينه و هدف به اولويت بندي پرداخت . پيرامون تحريم تا حدودي صحبت شد قبل از بحث پيرامون شركت در انتخابات لازم است تا پيرامون هدف نيز مطالبي بيان شود . مشخص كردن هدف در يك انتخاب عاقلانه تاثير به سزايي دارد.
25 سال پيش با انقلابي مردمي نظامي سلطنتي سقوط و جمهوري اسلامي تشكيل شد . ايران كشوري است كه اكثريت آن را مسلمانان تشكيل مي دهند و در حدود يك قرن است كه آزادي را طلب مي كند ، 25 سال پيش اكثريت آزادي خواهان به اين نتيجه رسيدند كه چاره اي جز سرنگوني رژيم وقت براي رسيدن به آرمان خود ندارند . آنان كه اكثرا پدران ما بودند چنين كردند اما هنوز نيز در تب آزادي مي سوزيم . بي شك قدم هايي به جلو برداشته شده است اما تا رسيدن به معشوق همچنان راه زيادي باقي است . البته هنوز حجت بر آنها تمام نشده است هر چه باشد اين حكومتي است كه جواني خود را به پاي آن گذاشته اند و حال تمام سعي خود را براي اصلاح آن مي كنند كه البته شيوه اي عقلاني است نه به اين خاطر كه ديگر ما توان انجام يك انقلاب ديگر را نداريم بلكه چون سودي از آن نصيبمان نخواهد شد حقيقت اين است كه زمينه ايجاد يك دموكراسي فراهم شده است اينك بايد براي به بار نشستن آن تلاش كنيم .
تمام اين سخنان به اين خاطر بود تا شما به اين باور برسيد كه بايد مصلح بود به جاي انقلابي بودن. پس هدف را اينگونه انتخاب مي كنيم – اصلاح نظام در جهت دموكراتيزه شدن ساختار قدرت – هدف دشواري است كه البته در يكي دو سال نيز به دست نخواهد آمد همان گونه كه تا به حال به دست نيامده است اما از يك انقلاب و يا اشغال توسط بيگانگان كه هيچ چيز بعد از آن قابل پيش بيني نيست قابل اعتماد تر است.
حال باز مي گرديم به موضوع انتخابات كه در جامعه ناقص ما از لحاظ ساختار مدني مهمترين بستر است براي سياست ورزي. سياست ورزي هدفش تامين حقوق مدني و اجتماعي و سياسي مردم و تبديل مردم به شهروندان آزاد و مسئول است .هر شهروند آزاد مسئول بايد خود را در مبارزه با اقتدار گرايي ببيند كه تنها سلاح در اين ميدان مبارزه نيز چيزي جز سياست ورزي نخواهد بود. در چنين ميدان مبارزه اي حركات منفعلانه خود مي تواند يك تاكتيك كوتاه مدت باشد اما عملا از عقل به دور است كه تا زماني كه امكان حمله داريم سلاح زمين بگذاريم و پشت به دشمت زمين را ترك كنيم .
نبايد فراموش كرد كه انتخابات آزاد ميراث مشروطه است از زمان مشروطه تا به الان تمام تلاش اصلاح طلبان و آزادي خواهان پيرامون برگزاري يك انتخابات آزاد بوده است . در واقع تحريم اوليه به جاي تلاش براي برپايي يك انتخابات آزاد مانند اين مي ماند كه تمام امكانات با كمترين هزينه تقديم جرياني شود كه خوب مي داند راي اكثريت هيچ گاه به آنان رو نخواهد كرد و آنها تمام تلاش خود را مي كنند تا يك اقليت محدود جاي خود را به اكثريت در يك انتخابات فرمايشي بدهد .
و در آخر به اين جمع بندي خواهيم رسيد كه هيچ گاه نبايد دنبال شركت بي قيد و شرط و تحت هر شرايط در هر انتخاباتي بود زيرا چنين رويكردي نظارت را مطلقه ، غير پاسخگو و نمايشي خواهد كرد و از طرف ديگر نحريم بي قيد و شرط و تحت هر شرايط نيز محكوم است زيرا كه امكان فرصت مشاركت و تاثيرگذاري بر تصميم سازي ها و تصميم گيري هاي ملي را از مردم خواهد گرفت و از طرف ديگر زمينه را براي بروز فاشيسم مهيا خواهد كرد . تحريم بي قيد و شرط انتخابات عملا به معني انفعال است كه نتيجه عملي آن بي تفاوتي سياسي شهروندان و فعالان سياسي خواهد شد .بهترين شيوه براي مواجهه با هر انتخاباتي شركت مشروط در آن است بايد حاكمان را مجبور به برگزاري يك انتخابات آزاد كرد . حق تحريم با تمام هزينه هايش را بايد براي خود محفوظ دانست . اما بايد تصميم اصلي را به بعد از نظر نهادهاي نظارتي « شوراي نگهبان » موكول كرد . كه اين شيوه مسلما مانند اهرم فشار عمل خواهد كرد و ما را از موضعي منفعلانه نجات داده و پيشاپيش حجت را بر ما و ديني كه بر اين جمهوري داريم ادا خواهد كرد .