شايد كمتر وبلاگ دانشجويي را بتوانيد پيدا كنيد كه در پايان ترم ها به نحوي از خوانندگانشان به خاطر دير به دير آپديت كردن وبلاگ معذرت نخواسته باشند .شايد همه علت آن را بدانند اما گويا اين يه سنت قديمي است كه نمي شود آن را به جا نياورد حتي براي ما بچه تنبل ها كه دانشگاه را خيلي براي درس خواندن نمي خواهيم . بعد از يكي دو ترم مشروط شدن بدون اينكه كم بياريم سينه را سپر مي كنيم و تازه مي گوييم « دانشگاه جاي درس خواندن نيست جاي آدم شدن است .»
خوب بگذريم كه براي ما حداقل از اين چيزها خيلي راحت مي شود گذشت و برسيم به انتخابات كه گويا به اين راحتي گذشتني نيست .

و اما چه خوب شد كه موسوي نيامد تا خاتمي 2 نشود و چه خوب شد كه هاشمي آمد تا اين بار مردم خارج از موج احساس انتخاب كنند و اي كاش كه معين تا آخر اجازه ماندن پيدا كند تا وزنش در اين ميدان مشخص شود ؛ و چه خوب شد كه اين دوره راديكاليسم عبا و تسبيح ومصلحت را با هم كنار گذاشت وگرد پرچم سرخ و سياه خودش حلقه بست .اما متاسفانه بعد از اين همه اتفاق خوشايند باز همه چيز به يك اگر وابسته است.
قبل از مشخص شدن شرايط انتخابات حداقل من به هيچ عنوان موافق تحريم نيستم اما هنوز نيز نتوانسته ام جوابي مناسب كه حداقل خودم را قانع كند به اين سوال موافقان تحريم انتخابات بدهم وقتي مي پرسند : تا كي قرار است حرفتان و عملتان منوط باشد به يك اگر ، كه تجربه نشان داده هر بار رنگي تازه به خود مي گيرد. آنها كه اين اگر را پذيرفته اند مي گويند كه اگر ،اين نظام يك انتخابات آزاد برگزار كند در آن شركت خواهيم كرد واگر انتخابات را آزاد ندانيم با عدم شركت در آن ، مشروعيت رايمان را از آن خواهيم گرفت .
اين وسط يك مسئله ارزش فكر كردن دارد . چه تضميني است كه اگر مردم همه به اين شيوه عمل كنند از سوي حكومت به بازي گرفته نشوند . به نظر انتخابات مجلس هفتم انتخاباتي ايده آل براي حاكمان است ، حال هر بار كه در شرايط بحراني به راي مردم نياز باشد انتخاباتي تا حدودي آزاد برگزار مي كنند و در عوض تمام تلاش خود را در اين جهت سوق مي دهند كه صاحب واقعي راي مردم دولتش مستعجل شود همانطور كه دولت خاتمي شد و بعد از 8 سال از شخص دوم مملكت به يك تداركچي تنزل يافت. اين ها گوشه هايي از ايده هاي موافقان تحريم است كه بايد براي آن جوابي قانع كننده يافت تا آنگاه بشود صحبت از شركت در انتخابات زد .
من نه ادعا و نه توان جواب دادن به موارد بالا را دارم فقط مي شود از ارزش راي و مفيد به فايده بودن تغيير تاكتيك در دوره اي جديد نسبت به 8 سال گذشته گفت واينكه به قول انصاري شيخ شهرمان نيشابور اين انتخابات واين دوره رياست جمهوري را بايد به يك اتمام حجت بدل كرد .اتمام حجت نسبت به حكومت كه اگر اكثر مردم خواهان اصلاح ساختارهايي از نظام هستند اما نظام همچنان بر طبل خود مي كوبد آنجاست كه بايد پرونده اصلاح از درون را بست و دست به سوي انجمن ها و شوراهايي جهاني خارجي دراز كرد . البته از طرفي ديگر نبايد فراموش كرد كه در اين 8 ساله هنوز ظرفيت هاي زيادي بلااستفاده باقي مانده است . 8 سال دوران خاتمي را مي توان در خوشبينانه ترين حالت چانه زني گروهي از نخبگان با ساختارهاي غير دموكراتيك حكومت دانست كه اين افراد با راي مردم صاحب حق شدند اما در عمل از مردم جدا ماندند .
در 8 سال پيش تلاش علمي و مستمري براي ايجاد ساختارهاي مدني در سطح كشور كه بتواند پشتوانه اي قوي براي حركت اصلاحي باشد انجام نشد .شفافيت و صراحت با مردم اين گونه كه اين دوره به عنوان يكي از اصول از آن ياد مي شود مطرح نبود . هنوز نخبگان به اين ديد نرسيده بودند كه مصلحت نظام جدا از مصلحت مردم نيست كه اين خود موجب شد حق اكثريت مردم در پاي حقوق تعريف شده براي عده اي خاص ناديديه گرفته شود ، تمام اينها موجب مي شود كه هنوز اين دوره اميد داشت كه قبل از اينكه دست خود را با شرمندگي پيش بيگانگان دراز كنيم حداقل با اصلاح روش خود و بعد از تشيع جنازه اصلاحات گذشته فرياد زنده باد اصلاحات را دوباره سر دهيم .
راي دهنده و راي گيرنده مصلح در اين انتخابات با توجه به تجربه گذشته بايد به اين ديد برسند كه نه با راي دادن به هدف خود خواهند رسيد و نه با راي صرف گرفتن از مردم قدرت اصلاح را خواهند داشت . صحبت بر چانه زني از بالا و فشار از پايين و چپ و راست نيست ما به يك جنبش نياز داريم با پايه هاي دموكراتيك تا دموكراسي ساز شود . به نظر هنوز هزار راه نرفته وجود دارد كه ارزش امتحان آن قابل مقايسه است با ارزش بالاي يك راي .
در يك برنامه خبري راديو شنيدم كه از قول راديو فردا كه به قول گوينده خبر وابسته به سازمان سياي آمريكا است گفته شده بود كه آمريكا مايل است كه شهروندان ايراني در انتخابات شركت نكنند و بودجه اي را هم مشخص كرده اند كه به گروه هايي كه در داخل ايران در اين جهت تلاش كنند اختصاص خواهند داد . شنيدن اين خبر البته عجيب نيست نه از آمريكا بلكه از هر ابرقدرتي كه به دنبال سلطه جهاني ، حال نه نظامي بلكه فرهنگي و اقتصادي باشد ، گرفتن چنين موضعي درست و واقع بينانه است . اما نحوه برخورد مسئولان ايراني نسبت به اين سخنان عجيب است .گويا آنان منتظر بودند تا آمريكا چنين موضعي بگيرد تا تمام سياست هاي خود را حول آن تنظيم كنند .
هميشه چنين احساسي هست كه ما در يك موضع منفعلانه نسبت به كشور هاي بزرگ به خصوص آمريكا قرار داريم . گويا صاحبان قدرت در ايران هميشه مهره هايشان را در موضعي دفاعي نسبت به رقيبانشان مي چينند . چنين تصور مي شود كه حياتمان در گرو حفظ چنين روحيه دشمن ستيزي قرار داشته باشد . براي خودمان و براي آينده يمان برنامه اي نداريم و هميشه حركاتمان منفعلانه نسبت به فاعل رقيب -حال چه فرضي و چه واقعي- تنظيم مي شود . هنوز در داخل مشخص نكرده ايم كه بالاخره اين انتخابات پله اي به سوي دموكراسي است يا مشتي به دهان استكبار جهاني .
رسانه هاي كشور هيچ گاه مردم را دعوت به شركت در انتخابات نمي كنند براي اينكه پايه هاي دموكراتيك و افزايش مشروعيت داخلي را منجر شود ، مردم به شركت در انتخابات دعوت مي شوند براي اينكه مثلا آمريكا را از دست يابي به اهدافش نااميد كنند. شركت نكردن در انتخابات به نحوي براندازي محسوب مي شود آن هم نه از يك فرد تند رو بلكه از سوي بالاترين مقام امنيتي يك كشور كه مسلما معناي براندازي را خوب مي داند ، فقط به اين خاطر كه در ظاهر با سياست اعلام شده در آمريكا همسو است .
مشخص نيست كجاي چرخ اين حكومت مي لنگد كه اينچنين بناي خودش را بر وجود و اهميت دادن اين چنيني بر دشمنان خارجي اش تعريف كرده است .
در حالي كه انتخابات تنها يه صحنه نظر سنجي عمومي است ، خيلي طبيعي است كه اگر از آزادي لازم برخوردار باشد مردم نيز در آن شركت خواهند كرد و اگر مردم نسبت به ساختار اعتراض داشته و يا انتخابات را آزاد نبينند ، طبيعي است كه درآن شركت نخواهند كرد؛ نه به قصد همسويي با آمريكا بلكه به قصد اعتراض به تفكري كه انتخابات را به چنين شيوه اي برگزار كرده است .تصور نمي كنم آنهايي كه در انتخابات نيز شركت مي كنند ، هدفشان سيلي زدن به شرق و غرب باشد .
متاسفانه از يك طرف تمام تلاش اين است كه مردم به پاي صندوق هاي راي بيايند اما از طرف ديگر حاضر نيستند هزينه انتخاب حداكثري مردم را بپذيرند و اين پارادوكسي است كه همچنان با آن درگيرند .
روز به روز به انتخابات 27 خرداد نزديك مي شويم در حالي كه هنوز سوال اصلي پاسخي در خور پيدا نكرده است . مشاركت و مجاهدين مرز شركت يا تحريم را تاييد يا رد صلاحيت كانديداي خود دكتر معين قرار داده اند . در حالي كه همگان مي دانند حتي با تاييد صلاحيت دكتر معين اين انتخابات انتخاباتي آزاد در عرف بين الملل نخواهد بود .مسلما افرادي چون ابراهيم يزدي يا هميشه معترضاني چون اصغر زاده تاييد صلاحيت نخواهند شد . اما اين گروه ها براي ادامه روند اصلاحات تز سياست ورزي را تعريف كرده اند كه البته مرز اين سياست ورزي را باز تاييد يا رد صلاحيت كانديداي حزبي خود مي دانند ، شايد هم نشود بر آنها خرده گرفت بالاخره لازمه دموكراسي اين است كه به سوي نظامي حزب مدار پيش رويم . حزب نيز بايد تمام تلاش خود را به كار گيرد تا به قدرت برسد و اين كل موضوع است .
تجربه 25 ساله به ما نشان داد كه اگر خواهان يك نظام ديني هستيم بزرگترين اشتباه اين است كه بياييم به تمام مسائل عرفي حكومت لعابي از دين بدهيم اين عمل بزرگترين ضربه را به دين خواهد زد كه معتقديم هديه اي است خداوندي همان طور كه الان نيز زده است . هر قسمتي از اين چرخ حكومت لنگ بزند عرف به دين بدبين خواهد شد .در حالي كه سازوكار حكومت تغييري نكرده است در اين جا نيز گروه هاي مختلفي وجود دارند كه براي خود شيوه و برنامه اي براي اداره كشور دارند .نبايد توقع داشت كه در اين بين كسي دلش به حال مردم بسوزد همه آمده اند تا مانند هر جاي ديگري گليم خود را از آب بيرون بكشند .در جهان استثناء اند افرادي كه حاضر باشند بي هيچ مزد و نعمتي فقط به ديگران فكر كنند . خيلي طبيعي است كه هر شخص و گروهي تمام تلاش خود را به كار گيرد تا فكر و عمل خود را غالب كند .
اين جاست كه البته پاي قانون و سازوكار رسيدن به قدرت وسط مي آيد .بايد ساختار به نحوي شكل داده شود كه رسيدن به قدرت فرد و گروه را وادار كند كه براي حفظ آن چاره اي ندارد جز اينكه به مردم فكر كند و رضايت آنها را جلب كند و البته همين جاست كه چرخ اين حكومت لنگ مي زند گروهي مشروعيتي براي راي مردم قايل نيستند فكر خود را برتر و اجراي تفكر خود را تكليف ديني خود مي دانند.گويا خود را صاحب دارويي گرانبها مي دانند كه تنها به دست آنان رسيده است و وظيفه دارند اين دارو را به مردم بخورانند حتي اگر عده اي آن را تلخ بدانند .
به اميد حكومت صالحان نبايد نشست به اين اميد كه كسي حاكم شود كه خود به خود براي مردم كار كند .ساختار را بايد جوري ساخت كه حاكم تنها مدير باشد ايده اصلي را از مردم بگيرد و بقايش منوط به كار كردن براي مردم باشد .
در چنين شرايطي شايد باز نيزطيف پيش رو اصلاح طلبان برگ برنده را در دست داشته باشد .چون تكيه خود را روي فرد قرار نداده اند و مانور خود را حول برنامه و تيم فردي چون معين گذاشته اند و همان طور كه خود گفته اند تمام تلاش خود را مي كنند تا هزينه رد صلاحيت معين را افزايش دهند و اين برخوردي منطقي است از يك حزب ؛ و اين مردم اند كه بايد مرز سياست ورزي خود را انتخاب كنند .
ديروز شنبه 10/2 انجمن اسلامي دانشكده پرستاري از طه هاشمي دعوت كرده بود كه به شهر ما نيشابور بيايد تا جلسه اي را با دانشجويان نيشابوري پيرامون ترسيم فضاي سياسي كشور برگزار كند . مراسم قرار بود در آمفي تئاتر دانشكده پرستاري ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر برگزار شود سالن كوچكي كه البته براي دانشجويان فعال سياسي در نيشابور كافي بود . با نيم ساعت تاخير جلسه شروع شد و نيم ساعت اول صحبت ايشان حول مسايلي بود كه نه من و نه دوستم چيزي از آنها نفهميديم تنها چيزي كه از حرفهاي ايشان متوجه شدم اين بودكه دراسلام تشكيل حكومت هيچگاه هدف نبوده است و همواره به عنوان يك وسيله در نظر گرفته مي شود. اين جمله را ايشان بيش از 10 بار تكرار كرد به همين خاطر تا الان در خاطرم مانده است .بعد از آن نيم ساعت كسل آور حال نوبت پرسش و پاسخ بود . مجري جلسه كه گويا يكي از اعضاي انجمن اسلامي داشكده خودشان نيز بود از حاج آقا ابتدا معذرت خواست كه طبق عادت دانشجو سريع سراغ اصل موضوع مي رود و بعد با صدايي لرزان سوال اول (؟!!!) را اين گونه بيان كرد كه « آقاي طه هاشمي در اين دوره مطرح ترين نامزد آقاي هاشمي رفسنجاني است كه متاسفانه اتهامات زيادي را به ايشان وارد مي كنند مثل مسئله قتل هاي زنجيره اي كه هاشمي را در آن مسئول مي دانند حال نظر شما چيست ؟ »
اين سوال و طرز بيان آن كه گوياي ارادت قلبي مجري جلسه نسبت به آقاي هاشمي بود . تازه ساختار جلسه را براي ما دعوت شده هاي از همه جا بي خبرمشخص كرد . تا آخر اين جلسه از سوي مجري فقط سه سوال خوانده شد همه مربوط به آقاي هاشمي و آقاي طه هاشمي نيز در جواب هر سوال نيم ساعت به حمايت از آقاي هاشمي پرداخت .خلاصه اينكه حرف هاي جالبي شنيديم ، اين كه اين نظام افراد كارآمد زياد دارد ولي ملت ديگر توان ريسك كردن را ندارد و به شخصيتي نياز دارد كه در بحران هاي قبلي امتحان خود را پس داده باشد و يا اينكه اصلاحات سياسي خاتمي از دل توسعه اقتصادي هاشمي بيرون آمده است و هاشمي پايه گذار آن بوده است.وي قتل هاي زنجيره اي را فقط كار يك گروه خود سراعلام كرد كه متاسفانه در كشور ما كم نيستند كه آنها رامحصول جو افراط و تفريط حاكم بايد دانست و ما نياز به يك جو اعتدالي داريم و جالب تر اينكه وي شروع منسجم قتل هاي زنجيره اي سازماندهي شده را در دوران خود آقاي خاتمي بيان كرد !!! ( البته ما سريع به اين نتيجه رسيديم كه قتل هايي كه از سال 72 انجام شده بود قتل هايي غير منسجم و غير زنجيره اي بوده است و ما واكبر گنجي در تمام اين مدت گيج ميزده ايم .)
وي همچنين گفت كه رئيس جمهور آينده بايد تكليف كشور را با آمريكا مشخص كند و تلويحا بيان كردكه اگر هر كسي غير از هاشمي بيايد يا كشور را به جنگ با آمريكا مي كشاند و يا دو دستي آن را تقديم آمريكايي ها خواهد كرد .
وي هاشمي را در نظر سنجي ها در بالاترين حد دانست كه فاصله نفر بعدي با او خيلي زياد است و همچنين اشاره اي به نظر سنجي انجام شده در مجلس هفتم داشت كه در آن از بين 218 نماينده كه در اين نظر سنجي شركت كرده بودند 100 نفر هاشمي را به عنوان رئيس جمهور دور بعد انتخاب كرده اند و بعد از وي لاريجاني با 40 راي نفر دوم است . در كل از صحبت هاي ايشان مي شد اينگونه برداشت كرد كه مردم چه راي بدهند و چه نه هاشمي در هر صورت راي خواهد آورد اگر مردم راي بدهند كه هاشمي با رايي بالا رئيس جمهور خواهد شد و اگر راي ندهند با رايي ضعيف بالاخره رئيس جمهور خواهد شد كه البته در حالت دوم اقتدار ايشان جبران اين نقيصه را خواهد كرد .
دكتر طه هاشمي هر چه دل تنگش خواست گفت و سر وقت هم رفت من و دوستم نيز از ابتدا فقط نشسته بوديم به اميد پذيرايي آخر جلسه كه البته ضرر هم نكرديم جاي شما خالي !! .بعد از اتمام مراسم وقتي ازيكي از دوستانم در دانشكده پرستاري در مورد برگزاري اين ميتينگ تبليغاتي آن هم در چنين محلي انتقاد كردم او نيز با تعجب به من گفت كه فكر نمي كرده است جلسه چنين وضعي پيدا كند .البته فقط مي شود افسوس خورد كه تنها انجمن اسلامي در دانشگاه هاي نيشابور اين گونه آلت دست نامزد هاي مختلف بشود . به اميد روزي كه خودمان با دستان خودمان زمينه مرگ تشكل هايمان را ايجاد نكنيم .
هاشمي هنوز نيز صريحا از حضور خود در انتخابات سخن نگفته است و تا اين لحظه كه به دنبال حروف در صفحه كليد كامپيوتر خود مي گردم ستادهاي او نيز فعال نشده است او آخرين فشارها را وارد مي كند . گويا او به اين ديد رسيده است كه اگر وارد اين عرصه شود حتما پيروز بيرون خواهد آمد . اما اگر كمي به شخصيت و اقتدار هاشمي نگاه كنيم متوجه خواهيم شد كه هاشمي براي اعمال قدرت خود نياز زيادي به رياست جمهوري ندارد ، درست بر خلاف آبادگران كه گويا ادامه حيات خود را وابسته به اين پست رياست جمهوري مي دانند .پدر خوانده خود مظهر قدرت است پس برايش سخت نخواهد بود كه رياست جمهوري را به يكي از شاگردانش بسپارد . هاشمي هميشه مي پسندد كه از او به عنوان مظهر اعتدال در جامعه سخن بگويند . هر وقت كه دعواهاي حزبي بالا مي گيرد خود را حلال مشكلات معرفي مي كند و سعي مي كند كه نقش پدر خواندگي را به خوبي بازي كند .
انتخابات 27 خرداد برگزار خواهد شد و رئيس جمهور نيز انتخاب خواهد شد اما در اين دوره به علت شفاف شدن نسبي مواضع گروه هاي مختلف با تكثر شديد كانديداها مواجه هستيم اما در هر صورت اين كشور به يك رئيس جمهور بيشتر نياز ندارد . اينجاست كه بايد يا امتياز داد و خود را بالا كشيد و يا امتياز گرفت و سهم خود را در قدرت تثبيت كرد . سياست گويا دو لايه دارد ، لايه زيرين كه به عقلي حسابگر نياز دارد و به راحتي با عقل مردم كوچه و بازار در تناسب است . خلاصه اينكه در اين لايه هر چه پول بيشتري بدهي آش بيشتري خواهي خورد و لايه اي به عنوان رونما كه در جامعه ما تمام تلاش خود را مي كند كه لايه زيرين خود را مخفيكند ويا توجيحي عوام پسند از آن ارايه دهد .با چنين ديدي فضاي انتخاباتي كشور به خوبي قابل درك است .
نسلي جوان گويا سد پدرسالاري را شكسته و خود داعيه پدري دارندو هاشمي نيز با ترديد چند ماهه خود آنها را تا حدودي به آينده اميدوار كرده است. حال هر يك سعي مي كنند سهم بيشتري را از اين سفره پهن شده به دست آورند .حال و روز كانديداهاي اين دوره نيز به همين شكل است تمام سعي خود را مي كنند كه تا دقيقه نود بر محبوبيت و مقبوليت خود بيفزايند تا در لحظات آخر با يك محاسبه ساده با توجه به وزنشان سهمشان را دريافت كنند .مسلما براي افرادي چون قاليباف و احمدي نژاد رئيس جمهور شدن كساني چون لاريجاني و ولايتي خيلي بهتر از امثال معين خواهد بود اما سهم خواهي آنان سبب مي شود كه صبر كنند تا در دقايق پاياني نامزد نهايي نيز به جايگاه و سهم آنان پي ببرد و بعد روي يك نفر اجماع كنند . چنين شيوه عملي وجهه خوبي در بين عوام مردم نخواهد داشت . اين بازار بده بستان قدرت به مردم القا خواهد كرد كه گويا به آنها به چشم يك وسيله نگاه مي شود كه البته تمام تلاش نامزدها نيز اين است كه چنين مواردي از ديد مردم عادي پنهان بماند . به همين دليل هر جا كه مي نشينند و بحث ميثاق نامه پيش مي آيد همه به تكذيب آن مي پردازند . ميثاق نامه جزء لايه زيرين بود كه اشتباه تعدادي آن را به سطح علني جامعه كشاند .
در برخوردي كه اين گروه اصولگرا و آبادگرا با هاشمي داشته اند دو احتمال به ذهن مي رسد يا آنها به خود اعتماد كافي داشته اند كه به هاشمي نيازي نخواهند داشت و براحتي مي توانند يك رقيب او حساب شوند و يا اينكه هاشمي حاضر نشده است آنگونه كه اين گروه انتظار داشته اند براي آنها در قدرت سهمي در نظر بگيرد .
البته احتمال دوم بعيد به نظر مي رسد با توجه به مشي اقتدار طلبي كه اين جماعت دارند بعيد است كه ابتدا به سراغ هاشمي رفته و سر پيش او كج كنند اما اكنون شرايط فرق كرده است در نظر سنجي ها هاشمي را بالا مي بينند و هاشمي نيز منتظر است كه اصولگرا ها روي يك نفر كه البته بايد ولايتي هم باشد به اجماع برسند تا حاضر بشود از تصميم شركت خود در انتخابات منصرف شود .بدون درنظر گرفتن راديكال هايي چون توكلي كه خود را آرمانگرا تر از آن مي دانند كه روي عقل حسابي باز كنند اما بعيد نيست كه در آخرين لحظات اين جماعت ،كم را به هيچ ترجيح دهند و باز هم هاشمي يا فرد مورد قبول او در اين بازي پيروز باشد .

لاريجاني از سوي ستاد هماهنگي نيروي انقلاب انتخاب شد انتخابي كه دور از ذهن نبود و يكي دو ماهي بود كه صحبت آن به گوش مي رسيد به فاصله چندين ساعت پس از اعلام رسمي اين خبر در جمعه پيش ولايتي خود را در عين اصول گرا خواندن همچنان يكي از كانديداهاي رياست جمهوري خواند و قاليباف نيز بر حضور خود در صحنه تاكيد كرد. تا به امروز هيچ يك از مدعيان جدي كانديداتوري انتخابات 84 حاضر به كناره گيري به نفع يكديگر نشده اند. به نظر شما چه چيز آنها را براي حضور در چنين انتخاباتي آن هم با چنين وضعيتي ترغيب مي كند .اگر همه خود را اصولگرا و ارزشي مي دانند چرا حاضر نيستند براي تمركز راي و بالا بردن احتمال پيروزي تفكري كه خود را متعلق به آن مي دانند صحنه را به نفع يكديگر ترك نمي كنند.
دو رويكرد را مي توان براي توجيح چنين وضعيتي در نظر گرفت يا اين افراد هيچ يك همديگر را به عنوان همفكر قبول نداشته و به چشم رقيب به يكديگر نگاه مي كنند و يا اينكه اين زمان را بهترين زمان براي سهم خواهي خود از قدرت مي دانند . هيچ يك از اين دو دليل را نمي شود رد كردد و تا حدودي هر يك اثر دارند. فراموش نكنيد كه حتي خودشان نيز بيان مي كنند كه براي رسيدن به اجماع به تعدادي از اين افراد پست هاي وزارت و معاونت پيشنهاد شده است .
شرايط ناعادلانه مجلس هفتم گروهي را دور هم جمع كرد، گروهي رنگارنگ كه تنها ويژگي كه مي توانست اين گروه را دور هم جمع كند تنها اصلاح طلب نبودن آنها بود . عدم رقابت در مجلس فرمايشي هفتم امكان شفاف شدن مواضع را در سطح جامعه نداد البته اين نقيصه به وضوح در چنين انتخاباتي از بين رفت . اين رقابت سنگين به خوبي تفاوت هاي افرادي چون معين با كروبي و ولايتي و لاريجاني با توكلي و قاليباف را نشان داد .
اكنون بهترين زمان براي انتخاب است نبايد توقع داشت افرادي چون كروبي و معين به صرف نشكستن آراء به اجماع برسند . اين دونفر دو فكر جدا را نمايندگي مي كنند و طرفدارانشان دو ايده متفاوت براي اصلاح در نظر دارند و همانطور از طرف ديگر در اردويي كه به نام اصولگراها تشكيل شده است و تلاش شد كه 5 يا 6 نفر مدعي را حول يك هدف به تفاهم برساند نيز اين تفاوت ايده و روش وجود دارد كه براي آن مي توان خواستگاه هاي مختلف اجتماعي نيز در نظر گرفت . به همان اندازه كه براي يك طرفدار معين بين نامزد ايده آلش وكروبي تفاوت است ، براي يك طرفدار ولايتي نيز اجماع با افرادي چون قاليباف و توكلي دور از ذهن است .
فضاي سياسي كشور را در خوشبينانه ترين حالت مي توان در 5 طيف خلاصه كرد .
1- اصلاح طلبان 2–چپ سنتي 3- راست سنتي يا محافظه كاران 4- آبادگران 5 – اپوزيسيون داخل كشور
اصلاح طلبان با معين آمده اند . وعده داده اند كه از صراحت كلام بيشتري نسبت به خاتمي استفاده خواهند كرد. معتقد به اصلاح بعضي از سازوكارهاي اين جمهوري اسلامي هستند .مفيدترين شيوه را اصلاح در چارچوب قانون مي دانند و تنها روش رسيدن به آن را چانه زني ، ايستادگي، شفافيت و صلابت مي دانند كه در كل آن را سياست ورزي مي نامند .
چپ سنتي نيز خود را نيروي اصلاح طلب مي داند . همه چيز را در مورد آنها مي توان با اين واژه توضيح داد كه شديدا به شيخوخيت در حل مسائل اعتقاد دارند و مصلحت نظام را در نظر اين گروه به راحتي مي توان از مصلحت مردم جدا كرد . اين گروه دوركروبي حلقه زده اند .
محافظه كاران گروهي كه مي توان آنها را بحراني ترين طيف در وضعيت فعلي ديد .مسئله هاشمي مسئله اي است كه تا كنون نتوانسته اند تكليفشان را با آن مشخص كنند در عين حال شديدا در گير اختلافات خانوادگي با فرزندان آبادگر خود هستند كه البته اين فرزندان نيز خود را قدرتمندتر از آن مي دانند كه نياز به تكيه گاه پدران خود داشته باشند . نامزد اين طيف هنوز به طور قطع مشخص نشده است .هاشمي ، ولايتي ، لاريجاني افرادي هستند كه مي توانند در صورت اجماع اين طيف را نمايندگي كنند .
آبادگران گروهي تازه كار كه حول شعار از ريشه كن كردن فقر و فساد و تبعيض جمع شده اند .عده اي آرمان گرا با سياست هاي عجيب اقتصادي كه كمتر اقتصاد خوانده با تجربه اي حاضر به تاييد اين سياست هاست . به همين دليل عده اي آنها را سوسياليست هاي تخيلي مي نامند . اين جماعت در هر انتخاباتي با مشاركت پايين برنده بوده اند.شايد بتوان قديمي ترين آبادگر را توكلي ناميد. كسي كه اكنون جايگاهي به دست آورده است كه به راحتي مي تواند سياست هاي عجيب خود را تست كند . رسيدن به اجماع براي اين گروه چندان دور از ذهن نيست .توكلي ، قاليباف ، احمدي نژاد و رضايي از افراد مطرح در اين گروه اند. چيزي كه از هم اكنون مشخص است اين است كه در صورت راي آوردن هر يك از اين افراد، كليدي ترين پست هاي كشوري در بين ساير مدعيان اين طيف تقسيم خواهد شد .
اپوزيسيون داخل كشور نيز گروهي هستند كه در 20 سال اخير تقريبا در هيچ انتخاباتي اجازه حضور پيدا نكرده اند .كه البته شرايط جهاني در اين انتخابات به نحوي است كه با تاييد آنها مي تواند آزادي انتخابات در ايران را به تمام جهان نشان داده و مشروعيتي جهاني كسب كرد .البته چنين عملي هزينه هاي داخلي زيادي خواهد داشت كه بعيد به نظر مي رسد كه اين نظام حاضر به پرداخت آن باشد . در هر صورت اين گروه حول نهضت آزادي و دبيركل آن يزدي جمع شده اند ، و اين گروه نيز نشان داده است كه به راحتي از آرمان هاي خود كوتاه نخواهد آمد و شروطي كه براي شركت در انتخابات قرار داده است ( استعفاي اعضاء شوراي نگهبان ) خود گواه اين قضيه است .