تبليغاتX
قصه ما
بهترین جا برای نوشتن نشریات دانشجویی است

اگر آزادي را آن گونه مي پرستيد كه عدالت در چشمتان خوار است و يا اگر عدالت را برترين فضيلت مي شماريد به نحوي كه آزادي با آن قابل مقايسه نيست . لحظاتي با خود تصور كنيد كه در جامعه اي زندگي مي كنيد بر پايه عدالت و بدون آزادي و يا بر پايه آزادي بدون عدالت .

مفهوم عدالت

تجربه بشري نشان داده است كه ديد تك بعدي نسبت به اين دو مقوله مناقشه آميز همواره با شكست مواجه بوده است.

در قرون گذشته كه مردمان آشكارا زير سلطه سلاطين روزگار مي گذراندند و حاكم ، بر جان و مال و نواميس مردم حكومت مي كردند ، آدميان كه كم ظلم نديده بودند عدل را آرزو داشتند . سلاطين فقط كافي بود عادل باشند تا از آنها در تاريخ به نيكي ياد شود. اگر ما اكنون از جامعه مدني مي گوييم و دموكراسي و آزادي را طلب مي كنيم ؛ افلاطون و ارسطو آن زمان مشروعيت حكومت را در ›› سلطه ورزي عادلانه ‹‹ مي دانستند . البته تعريف عدالت از گذشته تا به اكنون تفاوتي ماهوي پيدا كرده است . در گذشته عدالت را عمل به تكاليف ، دستورات ، وظايف و احكام وضع شده از جانب اراده و مشيت آسماني و زميني مي دانستند . بر پايه اين تعريف زماني عدالت در زندگي جمعي جاري بود كه افراد جامعه به تكاليف و احكامي كه متناسب با مرتبه و جايگاه اجتماعي شان برايشان مشخص شده بود بي كم و كاست عمل كنند . در حالي كه عدالت براي انسان جديد يعني برخورداري از حقوق برابر و يكسان با ديگران . حقوقي كه صرف نظر از نژاد ،جنس . مذهب ، زبان ، قوم ، طبقه و شان اجتماعي و ديگر تعلقات مادي و غير مادي . مبناي تنظيم روابط و مناسبات بين مردم در جامعه و بين جامعه با حكومت و دولت است .

مهمترين اشتباهي كه معمولا در مورد عدالت رخ مي دهد و ذهن اكثريت افراد را در اين رابطه به بيراهه مي كشاند مفهوم يكسان سازي است .كمتر نظريه يافت مي شود كه هنگام بحث از عدالت ، به دنبال يكسان سازي باشد . زيرا به هر تقدير آدميان با هم متفاوتند و اين تفاوت ها سبب تفاوت هاي مادي و غير مادي مي گردد . جوهر مفهوم عدالت در دو مقوله خلاصه مي شود : يكي برابري فرصت ها و شرايط مساوي رقابت و ديگري برابري نتايج و محصولات .

منظور از برابري فرصت ها آن است كه جوامع بايد داراي سازوكارهايي باشند كه امكان استفاده برابر از فرصت هاي موجود جامعه را براي همگان به طور يكسان فراهم سازد و در اين زمينه نابرابري وجود نداشته باشد . در واقع برابري فرصت ها معادل شانس مساوي در بازي زندگي است و فقدان موانع ساختگي بر سر راه فرصت ها  براي گروهي به نفع گروه ديگر. .(تا حدود زيادي اين مفهوم در جامعه ايران با معناي رانت مشخص مي شود. ) در اين شرايط تمامي موانع مصنوعي و هر امتياز مصنوعي نيز بايد لغو شود . اين جاست كه هيچ ترجيح جنسي ، قومي ، زباني و غيره پذيرفتني نيست .   

مفهوم آزادي

البته اين تغيير و تحولات معنايي در حوزه آزادي نيز بي تاثير نبوده است . آزادي را مي توان در دو معناي مثبت و منفي آن شناخت . هر جا سخن از آزادي مي رفته است معناي منفي آن مد نظر بوده است منظور از مفهوم منفي آزادي از بين بردن محدوديت هاي غير ضروري و زيان بار است . البته زندگي اجتماعي برخي محدوديت ها و دخالت هاي سازمان يافته در حيطه عمل انسان را الزامي مي سازد. با اين حساب آزادي بي قيد و شرط و نا محدود موضوعيت خود را از دست مي دهد و كمتر كسي دنبال آزادي بي حد و حصر است . در اين تعريف آزادي معمولا با ذكر پيشوند و پسوندهايي مشخص مي شود كه در عين حال با وضع قوانيني دامنه آن نيز مشخص شده است . ماننند آزادي سياسي . آزادي بيان ، آزادي اجتماع كردن ، آزادي نشر ، آزادي انتخاب شغل ، آزادي اعتراض و آزادي در پذيرش عقيده و مذهب و مواردي از اين دست .هيچ كدام از اين موارد بر آزادي بي حد و حصر صحه نمي گذارد. اما نكته مهم نيز اين است كه شروط محدود كننده اين آزادي ها تا چه حد ضروري و گريز ناپذير است و از طرف ديگر آيا روابط قدرت انحصاري در آن نقش دارد يا خير .

آزادي در مفهوم مثبت آن نيز به جاي تاكيد بر آنچه اجبارا آزادي انسان را محدود مي سازد ، بر ويژگي ها و حقوقي كه هر انسان بايد دارا باشد تاكيد مي كند . در اين مفهوم از آزادي انسان موجودي توانمند ديده مي شود كه بايد استعدادهاي او در زندگي ، شرايط شكوفا شدن را دارا باشد و به حداكثر خود برسد تا از اين شكوفايي جامعه نيز بهره بگيرد.معناي مثبت آزادي در واقع در مفهوم شهروندي تجلي پيدا مي كند، كه انسان جديد را انساني صاحب حق و در عين حال مسئول مي شناسد .

عدالت بدون آزادي نتيجه آزادي بدون عدالت

بعد از تعريف تئوريك دو مفهوم عدالت و آزادي با توجه به شرايط كشور به خصوص بعد از سپري شدن دوران 8 ساله اصلاحات و پا گذاشتن به دوراني جديد كه وجودش را مرهون سياست هاي غلط اصلاح طلبان مي داند شايد بشود ريشه اي تر رابطه بين اين دو مفهوم عدالت و آزادي پرداخت .

اصلاح طلبان در خرداد 76 با جامعه مدني و محوريت قرار دادن توسعه سياسي و تبليغ و ترويج آزادي هاي مدني پا به عرصه وجود نهادند ، از آزادي مي گفتند و آزادي خواهان را نيز همراه خود كردند گروهي كه البته خيلي زود و در همان دو سه سال اول اعتماد و رايش را از اصلاحات پس گرفت . اما در اين بين ديدي كه اصلاح طلبان نسبت به رايي كه از مردم گرفته بودند با آنچه كه در ذهن مردم هنگام راي دادن مي گذشت تفاوت داشت. راي به خاتمي به حق يك ›› نه ‹‹ بود . اما اكثر مردم با راي به خاتمي نه فقط بر ضد محدوديت هاي سياسي و اجتماعي و نقض آزادي ها و حقوق شهروندي و مداخله حكومت در حوزه خصوصي ›› نه ‹‹ گفتند كه شايد بيش از آن نارضايتي خود را از سياست تعديل و آزادسازي اقتصادي كه عامل مستقيم فقر و ورشكستگي اصلي خانواده ها و عميق شدن كم سابقه شكاف طبقاتي و حيف و ميل ثروت هاي ملي بود ابراز نمودند.

اصلاح طلبان آمدند بدون تغيير و حتي توجهي به برنامه هاي اقتصادي دولت پيشين . سياست هاي اقتصادي دوران هاشمي همچنان ادامه پيدا  مي كرد. افراد زيادي بودند كه با راي به خاتمي ›› نه ‹‹  به سياست هاي تعديل و سياست هاي اقتصادي دوران هاشمي دادند ، ›› نه ‹‹ به آزادسازي اقتصاد و نه به رواج فساد در ميان مديران دادند كه اين نه ها پاسخ شايسته اي در دوران اصلاحات دريافت نكرد . آزادي را فرياد مي زدند اما توجهي به مقوله عدالت نداشتند . آرمان عدالت خواهي گفتماني مغاير با آزادي و دموكراسي قلمداد مي شد . بازتاب عملي اين تفكر ، بي اعتنايي مطلق جبهه اصلاح طلبي دوم خرداد به انبوه مشكلات و تنگناهاي اقتصادي و اجتماعي بود كه ميليون ها مردم در شهر ها و روستاها از آن در رنج و عذاب بودند .

اگر چشم و گوش بينا و شنوايي بود تفسير پالس هايي كه از جامعه دريافت مي شد كاره سختي نبود . اما شايد تا شب 27 خرداد نيز اصلاح طلبان به اين نتيجه نرسيدند كه از توده مردم جدا افتاده اند .

نگارنده نيز خود را اصلاح طلب دانسته و مي داند و انتقادهاي فوق سخناني است كه ما اصلاح طلبان را بايدبه تامل وادار كند .

اگر آزادي بدون عدالت مردم را اينگونه تشنه عدالت كرد كه ناشناسي چون شهردار جوان و كم سابقه تهران توانست رئيس جمهور شود بر مردم نمي توان خرده گرفت. زيرا لااقل ما اصلاح طلبان حرفي قابل درك براي مردم نداشتيم . اما او از عدالت مي گفت ، از دولت اسلامي و سعي در زنده كردن ياد شهيد رجايي را در دل مردم داشت .كسي كه در سخنانش حتي يك بار نيز از آزادي و دموكراسي سخني نگفت. اصلاح طلبان شكست خوردند نه به اين خاطر كه در يك رقابت تنگاتنگ كمتر از نيم ميليون از نامزد رقيب راي كمتر به دست آوردند كه در ساختار اين انتخابات حرف و حديث بسيار است، اما باختند چون 20 ميليون را به ربع آن  تقليل دادند و اين بزرگ ترين شكست است .

محمود احمدي نژاد در اين دوره تا به اكنون فقط از عدالت گفته است . آينده پيش روست و ما قصد پيش گويي نداريم اما خدا نخواهد كه در اين عدالت خواهي ، آزادي خواهي به مهاق رود ، كه ديگر اميدي به عدالت نيز نبايد داشت .

پيرامون عدالت مطرح شده چند نكته حائز اهميت است . در درجه اول بايد دانست كه فقر و نابرابري و بي عدالتي ، محصول توسعه نيافتگي است . براي تحقق عدالت و كاهش فقر و نابرابري بايد برنامه توسعه همه جانبه ارايه كرد . عقب ماندگي و توسعه نيافتگي را نمي توان با پياده سازي الگوهاي نظام بخشش صدقه به مردم و تصدق پروري و تكريم ضعيفان و مستمندان به وسيله كريمان و متمكنان جبران كرد . نبايد فراموش كرد اگر توليد نباشد و اگر ارزش افزوده اي در كار نباشد ، حتي اگر از قشر فربه گرفته شود و در بين ضعيفان توزيع شود ، فقر و گداپروري توزيع شده است .

افرادي كه داعيه قسط و عدالت دارند اگر صادق باشند بايد بدانند كه شرط اول كارآمدي دولت ، كوچك كردن آن و واگذار كردن امور مختلف آن  به مردم با هدف بسط عدالت ، ايجاد اميد ملي و اعتماد است و اين عملي نخواهد شد جز با به رسميت شناختن مشاركت آزاد و دموكراتيك مردم در مطالبه و پي گيري و تضمين حقوق  شهرونديشان . اعتماد و اميد و همبستگي با دوام در جامعه را نمي توان با خواهش و تمنا و يا با ضرب چماق و ارعاب يا با ابلاغ تكليف حكومتي و دستور ديني در مردم ايجاد و تحكيم كرد .

و در آخر اين نكته را به دولت جديد مي توان تذكر داد ، دولتي كه در شعارهاي انتخاباتيش و چينش نيروهايش مي خواهد اين گونه القا كند كه تا به حال همه ره به خطا برده اند و اين جماعت تازه بعد از 25 سال قصد تشكيل دولت اسلامي را دارد بايد توجه داشته باشند كه اگر تصور مي كنند بدون باور به پيوند ناگسستني ميان آزادي و برابري ، و اذعان به اينكه مردم نه ابزاري در دست نخبگان و رهبران و نيازمند قيم و سرپرست ، بلكه انسان هايي هستند آزاد ، با خرد و داراي وجدان . و بدون تامين شرايط مشاركت مستقيم و موثر مردم در تعيين سرنوشت خود، مي توانند پروژه عدالت اجتماعي را از بالا و منفك از دموكراسي به اجرا گذارند، قطعا در كار خود شكست خواهند خورد .

اميد به اينكه از اين سوراخ تك بعدي نگري ، مردم و حاكمان ايران ، دوباره و چند باره گزيده نشوند .

منابع : ماهنامه نامه شماره هاي 40 و 4

ماهنامه آفتاب شماره هاي 33 و 34

2 نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 21:31  توسط رسول بخشعلی  |