صندوق رای یا تقار ماست !!!

خدا اين شيخ كروبي را از اين ملت و اين حكومت نگيره .
هنوز زمان زيادي نگذشته از زماني كه هر وقت اسم كروبي رو به زبون مي آوردن چهره به هم مي كشيديم ، يادمه حتي خود قدر نشناسم تصورم اين بود كه اين شيخ عامل نفوذي جريانه اصلاحاته ، نقشه ترمز رو اجرا مي كنه ترمزي كه لنتش كامل سابيده شده داره رو آهن مي سابه و ول كن ماجرا هم نيست ولي خوب …
تو اين 2 سال لااقل به من ثابت شد كه خيلي سطحي نگاه مي كنم و اين دنياي سياست چه افت و خيزها كه نداره .
كروبي ثابت كرد كه خط قرمز ها رو قبول داره و وقتي پاي اصل نظام در ميون باشه كوتاه مي ياد ( مثل شمارش آراي رياست جمهوري ) ولي حرف و عملش بي تركش نيست ؛ كار خودشو مي كنه .
خلاصه اخيرا به كانديداهاي اصلاح طلب شوراي تهران گفته شرايطتون خيلي خوبه به شرطي كه شب يه وقت نخوابيد ، صبح پاشيد ببينيد همه چي عوض شده !!
جالبه اين مصاحبه مطبوعاتيش رو هم بخونيد كه با لحن خاصش گفته مگه صندوق راي تقار ماسته كه گم بشه !!
دوپينگ خبرگان
در انتخابات هاي گذشته از زماني كه حق راي پيدا كردم تا ديروز ، فقط در انتخابات مجلس هفتم شركت نكردم ، البته گزينه قابل قبولي هم براي شركت باقي نمانده بود ، بنابراين شركت نكردن براي خودم لااقل معني «تحريم كردن» را مي داد ولي آن زمان براي تحريم كردن لااقل به فعل خاصي نياز نبود . تو خونه مي نشستي ، سر صندوق نمي رفتي يا مثله ما با دوست و رفيقا سر ميذاشتي به كوه و بيابون ، ولي امروز شرايط فرق داشت .
ساعت 6 و نيم بعد از ظهر ( نه پس صبح !! ) شال و كلاه كردم و رفتم حوزه انتخابيه هميشگي محلمان . 10 - 15 نفري جلوتر از من بودند ، همان اول شناسنامه را مي گرفتند و در انتهاي صف مي گذاشتند . دو نفر كنار هم نشسته بودند و هر شناسنامه را برمي داشتند ، اول مهر انتخابات خبرگان مي خورد و بعد به بقل دستي مي داد و او مهر انتخابات شوراها را مي زد بدون اينكه از كسي سوال كند ، البته چيزي هم براي پرسيدن وجود نداشت بقالي نيامده بوديم ، همه آمده بودند راي بدهند براي راي دادن هم اول بايد شناسنامه را مفتخر كرد .
وضع من ولي كمي متفاوت بود البته خودم فكر مي كردم نبايد خيلي فرق كند ولي آنجا فهميدم كه نه آقا شرايط جور ديگري است .
من مي خواستم در انتخابات شوراها راي بدهم ولي در خبرگان شركت نكنم اصلا نمي توانستم با مهر خبرگان مخصوصا اين دوره در شناسنامه ام كنار بيايم . در هر صورت او مهر را مي زد و دو برگه راي يكي براي شورا و ديگري براي خبرگان برايم صادر مي كرد .
البته پدرم كه صبح در حوزه اي ديگر راي داده بود ، اين موضوع را گفته بود و خودش پيشنهاد داد كه حالا تعرفه را بگير فوقش پاره كن يا سفيد بيانداز ولي خوب اين راضيم نمي كرد . در انتخابات ما كه راي سفيد را اعلام نمي كنند تو هم مي شوي يكي از شركت كنندگان در انتخابات و با اين موضوع نمي توانستم كنار بيايم .
خلاصه نوبت به شناسنامه من كه رسيد سرم را پايين آوردم و به متصدي گفتم : « آقا اين شناسنامه من است مهر خبرگان را نزن من فقط مي خواهم در انتخابات شوراها شركت كنم .»
چند لحظه مكث كرد ، گويا از صبح تا الان چنين درخواستي را نشنيده بود . دوزاري طرف نمي افتاد دوباره تكرار كردم « جناب شناسنامه را به بقل دستي بده فقط مهر شورا را بزند مگر شما مهر خبرگان را نمي زنيد ؟ » نگاهي به مهرش انداخت ، فكر كنم از صبح تا به الان اين اولين باري بود كه متن مهر را دقيق مي خواند !! ملت پشت سرم صف بسته بودند داشتم از تقاضايم پشيمان مي شدم كه بالاخره يكي از مسئولان اجرايي همان نزديكي بود ، آمد و طرف را توجيه كرد و بعد شناسنامه را گرفت و به من داد و به همكار ديگرش كه چند متر آن طرف تر نشسته بود اشاره كرد و بلند گفت : « براي اين آقا فقط تعرفه شورا صادر كنيد . »
اي خدا چه غلطي كردم ، خلاصه حسابي لو رفتم . همه فهميدند كه اين جوان با اين كلاه ضايعش چه نيت پليدي دارد !! خلاصه تعرفه را گرفتم و يكي از صندوق ها را مفتخر كردم و سريع زدم بيرون .
براي يك نگراني 5- 6 ماهه ام كه در هر بحث انتخاباتي كه مي نشستم به آن اشاره مي كردم ، امروز جواب پيدا كردم .
سياسي ترين انتخابات ايران با رد صلاحيت گسترده با يك دوپينگ سياسي در كنار انتخابات شوراها به آرامي برگزار شد .
به نظرم روي اين موضوع به نحوه شايسته كار نشد احزاب هم فكر لااقل روي اين موضوع مي توانستند بيشتر مانور بدهند . نتايج روزهاي آتي مشخص خواهد شد . اما با شرايطي كه من در اين حوزه ديدم تصور مي كنم در اين دوره انتخابات خبرگان نزديك 25 ميليون شركت كننده داشته باشد !!! كه اصلا با آمار 10 -12 ميليوني سال هاي قبل قابل مقايسه نيست و بايد نشست و ديد كه چه نتايج عجيبي از اين افزايش مشاركت مردم !! در اين انتخابات برداشت خواهند كرد .