تبليغاتX
قصه ما
همه چيز در اين يك هفته تعليق شد جز انرژي هسته اي !!

 

با روشن كردن يك بخاري اضافي ؛

 دانش آموزان و دانشجويان را در تعطيلي امتحانات ياري كنید !!

 

امتحانم كنسل شد . يكي از بچه ها خبر دارم كرد . حالم الان مثله معتادي است كه قرار بود ترك كنه ، چند ساعتي هم به تخت بسته شده بود ولي يه بنده خدايي پيدا  شد و دست و پاي اين معتاد رو باز كرد و كمي مواد هم به دستش داد . عجب مثالي !!

 

خلاصه كابوس رياضي مهندسي به تعويق افتاد و روحم آزاد .

 

ولي ته دلم خوشحال نيستم. رسول واقع بينانه !! دلش مي خواست سريع امتحانات را تمام مي كرد و  با سر خودش رو غرق داستان انتخابات مي كرد.

 انتخابات و جلسات شبانه مخصوصا تو هواي سرد خيلي مي چسبه ولي خوب فعلا كه داستان 10  روزي به عقب افتاده .

 

بعد از اين كه اين خبر تخدير كننده رو شنيدم اولين كاري كه كردم بعد از انتقال پيام به سايرين ، يه شام حسابي خوردم يك پيام جالب هم داشتم . از مردم خواسته بود با روشن كردن يك بخاري اضافي دانش آموزان و دانشجويان را در تعطيلي امتحانات ياري كنند !!

 

 بابا شهردار نيشابور ، دكتر!! مديح عزيز از وظيفه شهرداري در روزهاي برفي چه چيزي مي دوني . بابا حداقل اين خيابان جلوي كوچه ما رو تميز مي كردي جلوي دهن ما هم بسته مي شد . حيف از تو نيست از زماني كه شهردار شده بودي قيافه شهر عوض شده بود معلوم است  ايده هايي داري ،  ولي كارنامه ات در اين روزهاي برفه صفره برادر . صفر .

 حاشيه تمام خيابوناي شهر پر شده از تكه هاي يخ . ماشين ها مجبورند تقريبا دوبل پارك كنند عرض خيابون تقريبا گرفته شده خلاصه بهتره اين روزها كسي از خونه بيرون نياد تا  خورشيد به كمك شهردار عزيز نيشابور بياد .

 

يه هفته است كه كشور در تعطيلي به سر مي بره . احتمالا در اين مدت غير از غني سازي در كشور، هيچ فعاليتي انجام نشده!! راديو رو كه روشن كني فقط اطلاعيه تعطيلي و كنسلي خونده مي شه . فلان چيز لغو شد فلان چيز عقب افتاد فكر كنم تنها چيزي كه تو اين يك هفته اي يه ذره تعويق نشد زمان ثبت نام از نامزدهاي انتخابات بود و احتمالا انرژي هسته اي!! اونم كه به صلاح نبود. هر چه قدر كمتر ثبت نام كنند نشون مي ده شرايط كيفي نامزدهاي انتخابات رشد كرده!!! (اينم يك تحليل كشككي از صدا و سيماي ضرغامي )

 

آخ آخ گاز كاشمر يه هفته است قطع شده  . بابا اين بنده هاي خدا صداشون در نمي ياد شما لااقل خجالت بكشيد با اين مملكت داري . يه جمله معروف هست كه در وصف عدالت دولت نهم ذكر مي كنند « عدالت در دولت احمدي نژاد يعني توزيع عادلانه فقر!! » اين جا هم مصداقش مشخص شد قرار بود عدالت توزيع گاز در كشور رعايت شود به هر روستايي گاز كشيدند بدون اين كه فكر كنند تو اين لوله ها قراره چي براي اين مردم بفرستند . ملت هم وسايل سنتي رو ريختند دور حالا مثل آهو تو گل گير كردند .چند روز پيش يه گزارش تو شبكه خراسان ديدم از كمبود گاز. يه عده با كت و كاپشن و كلاه دور كرسي نشسته بودند از مردم التماس مي كردند كمتر گاز مصرف كنند تا به اون ها هم گاز برسه . مرد 40 ساله مي گفت مگه بچه هاي ما به بچه هاي شما چه فرقي دارند چرا بايد سرما بخورند . آدم آتيش مي گرفت از اين همه مظلوميت اخه اخوي تو بايد داد بزني نه التماس كني اما نه سر مردم كشور كه دارند كمترين گاز رو مصرف مي كنند سر اون بي خيال هايي كه بايد فكر اين شرايط رو مي كردن . داشتن گاز حق مسلم شماست شما بايد تو چله زمستون گاز داشته باشي وگرنه چله تابستان اوج فشار گاز به چه درد شما مي خوره . باز به چسب به انرژي هسته اي ببينيم آيا اين مشكلات كشور حل مي شه . رئيس جمهور رفته مازندران  . گاز شمال كشور يه هفته است كه قطع شده امروز تو راديو مي گفت كه قراره گاز مازندران از امشب  وصل بشه آقاي رئيس جمهور دستورش رو  دادند . آخه بنده خدا  اگه با دستور درست مي شه براي اين كاشمري هاي ما هم يه دستوري چيزي بده فشار گاز بره بالا لااقل . نمي توني از همون جا دستور بدي گاز اين بنده هاي خدا رو وصل كنند لااقل پاشو بيا بالاي سرشون بهشون قول بده . دلشون مي خواهد مردم فكر كنند هر جا آقاي احمدي نژاد بره فشار گاز هم به همون طرف حركت مي كنه !!

 

 بگذار هواري بزنم باز مي بينم ...

 

مشت مي‌کوبم بر در
           پنجه مي‌سايم بر پنجره‌ها
                       من دچار خفقانم، خفقان!

من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز
       بگذاريد هواري بزنم،

          -آآآآآآي!
                               با شما هستم!
                                               اين درها را باز کنيد!
من به دنبال فضايي مي‌گردم،
   لب بامي،
         سر کوهي،
             دل صحرايي
                که در آنجا نفسي تازه کنم.
آه!
مي‌خواهم فرياد بلندي بکشم
    که صدايم به شما هم برسد.
        من هوارم را سر خواهم داد،
            چاره درد مرا بايد اين داد کند.
از شما خفتهء چند،
    چه کسي مي‌آيد با من فرياد کند؟

                                       فريدون مشيري

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:7  توسط رسول بخشعلی  |